نوجوانی که نقاب از چهره منافقین برداشت

نوید شاهد:زینب نوجوان چهارده ساله ی آبادانی است که بدلیل آوارگی سر از اصفهان در می آورد . دو خواهر و برادران او در جبهه ها مشغول فعالیت هستند. پدرش نیز در شرکت نفت آبادان فعالیت می کند.

زینب نوجوان چهارده ساله ی آبادانی است که بدلیل آوارگی سر از اصفهان در می آورد . دو خواهر و برادران او در جبهه ها مشغول فعالیت هستند. پدرش نیز در شرکت نفت آبادان فعالیت می کند. او که از اصرارهای فراوان خود برای حضور در کنار خواهران فداکارش نتیجه ای نمی گیرد، مصمم می شود در همان اصفهان به رسالت خود عمل نماید. به بیمارستانها رفته با جانبازان دفاع مقدس مصاحبه می کند و نوار مصاحبه را در مدرسه برای دانش آموزان پخش می نماید .فعالیتهای چشمگیر او در حدی است که منافقین تاب تحمل او را از دست داده ، نامش را به جوخه ی ترور می سپارند. و سرانجام یک تیپ پس از بازگشت زینب از مسجد ، او را ربوده و با همان چادر سیاهش خفه می کند.

/ 3 نظر / 9 بازدید
عرفان

سلام نه فقط بنده به ذات ازلي مي نازد ناشر حكم ولايت به ولي مي نازد گر بنازد به علي شيعه ندارد عجبي عجب اينجاست خدا هم به علي مي نازد عيد کمال دين .سالروز اتمام نعمت وهنگامه اعلان وصايت و ولايت امير المومنين (ع) بر شما دوست بزرگوار مبارک باد یاعلی [گل][گل][گل]

سمیرا

سلام ...خوشحال می شم به یک آسمان ستاره سر بزنید... برقرار باشید...

ریحانه

سلام وبلاگ خوبی دارید به من حتما سر بزنید. اگه با تبادل لینک موافقید بگید